<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>.</title>
<link>http://shohada121.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 08 Apr 2008 12:03:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عکس</title>
<link>http://shohada121.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 496px; HEIGHT: 374px&quot; height=392 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i28.tinypic.com/nn4b6h.jpg&quot; width=504 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;A href=&quot;http://i28.tinypic.com/nn4b6h.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Apr 2008 12:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shohada121&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>seyedsharif</dc:creator>
<guid>http://shohada121.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس</title>
<link>http://shohada121.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;CENTER&gt;
&lt;DIV class=postsBox&gt;
&lt;DIV class=posts&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 410px; HEIGHT: 316px&quot; height=1532 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://montazeran.persiangig.ir/image/beiragh/1.jpg&quot; width=1774 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/CENTER&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Apr 2008 13:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shohada121&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>shohada121</dc:creator>
<guid>http://shohada121.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه شهید همت</title>
<link>http://shohada121.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;CENTER&gt;
&lt;DIV class=postsBox&gt;
&lt;DIV class=posts&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: #008000 3px solid; PADDING-RIGHT: 4px; BORDER-TOP: #008000 3px solid; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: #008000 3px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: #008000 3px solid&quot; height=346 alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://www.aviny.com/News/82/12/16/123459.jpg&quot; width=267 vspace=1 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/CENTER&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;به روز 12 فروردین 1334 ه.ش در شهرضا در خانواده&lt;SPAN lang=fa&gt; ا&lt;/SPAN&gt;ی مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود كه پدر و مادرش عازم كربلا&lt;SPAN lang=fa&gt;ی&lt;/SPAN&gt;‍&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;معلّی و زیارت قبرسالارشهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش كربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;محمد ابراهیم درسایه محبّت‍&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های پدر ومادر پاكدامن، وارسته و مهربانش دوران كودكی را پشت‍سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق‍العاده‍ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;هنگام فراغت از تحصیل بویژه در تعطیلات تابستانی با كار وتلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست مي‍آورد و از این راه به خانواده زحمتكش خود كمك قابل توجه&lt;SPAN lang=fa&gt; ا&lt;/SPAN&gt;ی مي‍كرد. او با شور ونشاط و مهر&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;و محبت و صمیمیتی كه داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری مي‍بخشید. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;پدرش از دوران كودكی او چنین مي‍گوید: « هنگامی كه خسته از كار روزانه به خانه برمي‍گشتم، دیدن فرزندم تمامی خستگي‍ها و مرارت‍ها را از وجودم پاك مي‍كرد و اگر شبی او را نمي‍دیدم برایم بسیار تلخ و ناگوار بود. » &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;اشتیاق محمد&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث مي‍شد كه از مادرش با اصرار بخواهد كه به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره‍&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها كمك كند. این علاقه تا حدی بود كه از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت كتاب&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;‍آسمانی قرآن را كاملاً فرا گیرد و برخی از سوره‍ه&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ا&lt;SPAN lang=fa&gt;ی &lt;/SPAN&gt;كوچك را نیز حفظ كند. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;  &lt;BR&gt;دوران سربازی : &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;در سال 1352 مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در دانشسرای اصفهان به ادامه‍&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;تحصیل پرداخت. پس از دریافت مدرك تحصیلی به سربازی رفت ـ به گفته خودش تلخ&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;‍ترین دوران عمرش همان دوسال سربازی بود ـ در لشكر توپخانه اصفهان مسؤولیت آشپزخانه به عهده او گذاشته شده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;ماه مبارك&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;‍رمضان فرا رسید، ابراهیم در میان برخی از سربازان همفكر خود به دیگر سربازان پیام فرستاد كه آنها هم اگر سعی كنند تمام روزهای رمضان را روزه بگیرند، مي‍توانند به هنگام سحری به آشپزخانه بیایند. «ناجی» معدوم فرمانده لشكر، وقتی كه از این توصیه ابراهیم و روزه گرفتن عده‍ای از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگی بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل كنند. پس از این جریان ابراهیم گفته بود: « اگر آن روز با چند تیر مغزم را متلاشی مي‍كردند برایم گواراتر از این بود كه با چشمان خود ببینم كه چگونه این از خدا بي‍خبران فرمان مي‍دهند تا حرمت مقدس&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;‍ترین فریضه دینمان را بشكنیم و تكلیف الهی را زیرپا بگذاریم. » &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;امّا این دوسال برای شخصی چون ابراهیم چندان خالی از لطف هم نبود؛ زیرا در همین مدت توانست با برخی از جوانان روشنفكر و انقلابی مخالف رژیم ستم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;شاهی آشنا شود و به تعدادی از كتب ممنوعه (از نظر ساواك) دست یابد. مطالعه آن كتاب‍ها كه مخفیانه و توسط برخی از دوستان، برایش فراهم مي‍شد تأثیر عمیق و سازنده‍ای در روح و جان محمدابراهیم گذاشت و به روشنایی اندیشه و انتخاب راهش كمك شایانی كرد. مطالعه همان كتاب‍ها و برخورد و آشنایی با بعضی از دوستان، باعث شد كه ابراهیم فعالیت‍&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های خود را علیه رژیم ستمشاهی آغاز كند و به روشنگری مردم و افشای چهره طاغوت بپردازد. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;  &lt;BR&gt;&lt;B&gt;دوران معلمی: &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید. در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;و&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;بوم همت گماشت. ابراهیم در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا كرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (ره) بیشتر آشنا شد. به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی مي‍كرد تا در محیط مدرسه و كلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های انقلابی حضرت امام (ره) و یارانش آشنا كند. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;او در تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و كسب بینش و آگاهی سعی وافری داشت و همین امور سبب شد كه چندین نوبت از طرف ساواك به او اخطار شود. لیكن روح بزرگ و بي‍باك او به همه آن اخطارها ب&lt;SPAN lang=fa&gt;ی ا&lt;/SPAN&gt;عتنا بود و هدف و راهش را بدون اندك تزلزلی پی مي‍گرفت و از تربیت شاگردان خود لحظه&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;‍ای غفلت نمي‍ورزید. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی، ابراهیم پرچمداری جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وی به شهرضا برای تدریس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه&lt;SPAN lang=fa&gt; ع&lt;/SPAN&gt;لمیه قم برقرار شد و بطور مستمر برای گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفت وآمد مي‍كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;سخنراني‍های پرشور و آتشین او علیه رژیم كه بدون مصلحت&lt;SPAN lang=fa&gt; ا&lt;/SPAN&gt;ندیشی انجام مي‍شد، مأمورین رژیم را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ای كه او شهربه شهر مي‍گشت تا از دستگیری درامان باشد. نخست به شهر فیروزآباد رفت و مدتی در آنجا دست به تبلیغ و ارشاد مردم زد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی كه درصدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت كرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سكنی گزید. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم ستمشاهی و اعمال وحشیانه&lt;SPAN lang=fa&gt; ا&lt;/SPAN&gt;ش عكس&lt;SPAN lang=fa&gt; ا&lt;/SPAN&gt;لعمل نشان مي‍دادند و ابراهیم احساس كرد كه برای سازماندهی تظاهرات باید به شهرضا برگردد. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بعد از بازگشت به شهر خود در كشاندن مردم به خیابان‍ها و انجام تظاهرات علیه رژیم، فعالیت و كوشش خود را افزایش داد تا اینكه در یكی از راهپیمایي‍های پرشورمردمی، قطعنامه مهمی كه یكی از بندهای آن انحلال ساواك بود، توسط شهید همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ایشان توسط فرماندار نظامی اصفهان، سرلشكر معدوم «ناجی»، صادر گردید. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;مأموران رژیم در هرفرصتی در پی آن بودند كه این فرزند شجاع و رشید اسلام را از پای درآورند، ولی او با تغییر لباس وقیافه، مبارزات ضد&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دولتی خود را دنبال مي‍كرد تا اینكه انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی ره، به پیروزی رسید. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN: 0cm 15pt 0pt; TEXT-INDENT: 15pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;  &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Apr 2008 13:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shohada121&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>shohada121</dc:creator>
<guid>http://shohada121.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکسی از شهید آوینی</title>
<link>http://shohada121.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 455px; HEIGHT: 283px&quot; height=422 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i13.tinypic.com/4gq349i.jpg%5B/IMG%5D&quot; width=580 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt; </description>
<pubDate>Fri, 04 Apr 2008 13:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shohada121&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>shohada121</dc:creator>
<guid>http://shohada121.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه شهید آوینی</title>
<link>http://shohada121.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;زندگینامه:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG height=107 src=&quot;http://www.aviny.com/aviny/AVINI___49.jpg&quot; width=70 align=right&gt; &quot;حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که &quot;حدیث نفس&quot; باشد ننویسم و دیگر از &quot;خودم&quot; سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که &quot;خودم&quot; را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=121 hspace=0 src=&quot;http://www.aviny.com/aviny/AVINI___16.jpg&quot; width=90&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مجموعه‌ی یازده قسمتی &quot;حقیقت&quot; کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی &quot;حقیقت&quot; ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:&lt;IMG height=75 src=&quot;http://www.aviny.com/aviny/AVINI___3.jpg&quot; width=107 align=left&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاندند وظایف و تعهدات اداری.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال &quot;1371&quot; در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک &quot;مرد&quot; آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اواخر سال 1370 &quot;موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح&quot; به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی &quot;شهری در آسمان&quot; را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی &quot;اعتصام&quot; ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی &quot;مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام&quot; آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در &quot;اعتصام&quot; منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون &quot;اشک، چشمه‌ی تکامل&quot;. &quot;تحقیقی در معنی صلوات&quot; و &quot;حج، تمثیل سلوک جمعی بشر&quot; به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی &quot;تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب&quot; برای ماهنامه‌ی &quot;جهاد&quot;، ارگان جهاد سازندگی، نوشت &quot;بهشت زمینی&quot;، &quot;میمون برهنه!&quot;، &quot;تمدن اسراف و تبذیر&quot;، &quot;دیکتاتوری اقتصاد&quot;، &quot;از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی&quot;، &quot;نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی&quot;، &quot;ترقی یا تکامل؟&quot; و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان &quot;توسه و مبانی تمدن غرب&quot; به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی &quot;روایت فتح&quot; نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان &quot;گنجینه‌ی آسمانی&quot;. او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب &quot;فتح خون&quot; (روایت محرم&quot; را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=121 src=&quot;http://www.aviny.com/aviny/AVINI___56.jpg&quot; width=90 align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام &quot;تاملاتی در ماهیت سینما&quot; که در فصلنامه‌ی &quot;فارابی&quot; به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین &quot;جذابی در سینما&quot;، &quot;آینه‌ی جادو&quot;، &quot;قاب تصویر و زبان سینما&quot;و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری &quot;سوره&quot; منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب &quot;آینه‌ی جادو&quot; که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی &quot;سوره&quot; به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG height=75 src=&quot;http://www.aviny.com/aviny/AVINI___44.jpg&quot; width=107 align=right&gt;مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را &quot;عصر توبه‌ی بشریت&quot; می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور &quot;دولت پایدار حق&quot; منتهی خواهد شد.&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Apr 2008 13:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shohada121&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>shohada121</dc:creator>
<guid>http://shohada121.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
